آرایه های لفظی :
1-واج آرایی :
به تکرار یک واج ( حرف صامت یا مصوت) در یک بیت یا عبارت گفته می شود که پدید آورنده ی موسیقی درونی شعر است . واج آرایی یا نغمه ی حروف ، تکراری آگاهانه است که موجب آن می گردد که تأثیر موسیقی کلام و القای مورد نظر شاعر بیشتر گردد .
- سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند ( تکرار صامت چ )
- خیزید و خز آرید که هنگام خزان است . ( تکرار صامت خ ، ز) ( تداعی کننده ی ریزش و خردشدن برگ ها در فصل خزان است )
- بر او راست خم کرد و چپ کرد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست .
مصراع دوم صدای کشیده شدن زه کمان و خشکی کمان هنگام کشیدن را تداعی می کند .
موسیقی برخاسته از واج آرایی صامت ها محسوس تر است .
- خیال خال تو با خود به خاک خواهم بر که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز .
( تکرار صامت خ ، ا)
- فغان کاین لولیانِ شوخِ شیرین کارِ شهر آشوب ( تکرار مصوت ﹻ )
قدما تکرار مصوت « ِ » را تتابع اضافات می نامیدند .
- ای تکیه گاه و پناهِ زیباترین لحظه های ِ پرعصمت و پرشکوه ِ تنهایی و خلوت ِ من
- ای شطِ شیرین ِ پرشوکتِ من . (اخوان )
سجع :
- هرچه در دل فروآید در دیده نکو نماید .
سجع : یکسانی دو واژه در واج یا واج های پایانی ، وزن و یا هردوی آنهاست .
آرایه ی سجع درکلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد زیرا سجع ها باید در پایان دو جمله بیایند تا آرایه ی سجع آفریده شود .
- الهی : عبدالله عمر بکاست و عذر نخواست .
به جمله هایی که دارای آرایه ی سجع باشند مسجّع و این کار را تسجیع می گویند .
- منت خدای را عزّوجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت .
- هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات .
انواع سجع :
سجع متوازی : اشتراک دو کلمه درواج های پایانی + اشتراک در وزن
- همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال
- الهی اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است .
سجع مطرف : اشتراک دو کلمه در واج های پایانی بدون اشتراک در وزن :
- باز آ و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
- هنگام تنگ دستی در عیش کوی و مستی
- محبت را غایت نیست از بهر آن که محبوب را نهایت نیست
سجع متوازن : اشتراک دو کلمه فقط در وزن
- مُلک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع
- مابه او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود.
جناس :
یکسانی و همسانی دو یا چند واژه است در واج های سازنده با اختلاف درمعنی .
- خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شد باز جوید روان
روان در مصراع اول به معنی جاری و در مصراع دوم به معنای روح- جان است .
دو کلمه از لحاظ تلفظ و حروف یکسان ولی ازلحاظ معنی متفاوت است . جناس در شعر و نثر بکار می رود .
- کتابی که در او داد سخن آرایی توان داد ، ابداع کنم .( داد سخن آرایی ادعای سخن وری و شاعری – توان داد دادن ، انجام دادن )
انواع جناس :
جناس تام : یکسانی دو واژه درتعدادو ترتیب واج ها است . ارزش موسیقایی جناس تام در سخن بسیار است .
- برادر که در بند خویش است نه برادر ، نه خویش است .( خویش درعبارت اول به معنای خود و درعبارت دوم به معنای اقوام ، فامیل و خویشاوند است .)
- نالم زدل چو نای من اندر حصار نای .( نای اول نی ، / نای دوم : زندان نای )
جناس ناقص :
الف ) جناس ناقص حرکتی ( قدما این گونه جناس را «جناس ناقص » می گفتند ) یکسانی دو یا چند واژه در صامت ها و اختلاف آن ها در مصوت های کوتاه ( حرکات)
- شکر کند چرخ فَلَک ، از مَلِک و مُلک و مَلَک (مَلِک : فرشته / مُلک : سرزمین / مَلَک : پادشاه )
- چشم اِنعامی ندارید از اَنعامی چند .( اِنعام : بخشش / نعمت بخشیدن / اَنعام : چهارپایان )
ب) جناس ناقص افزایشی : اختلاف در واژه در معنی و تعداد حروف :
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد ( به خاطر داشته باشید جناس ناقص افزایشی فقط در یک واج اختلاف دارند ، پس جان و جانان نمی تواند جناس افزایشی قلمداد شود .)
- چودید آن درفشان درخش مرا به گوش آمدش بانگ رخش مرا .
ج) جناس ناقص اختلافی : اختلاف دو کلمه در حرف اول ، وسط و یا آخر است ( حرفی که اول و آخر نباشد وسط گویند )
- هر تیر که تو کیش است گر بر دل ریش است ( کیش – ریش ) اختلاف در حرف اول
-دل من هست از این بازار بیزار قسم خواهی به دادار و به دیدار . ( بازار – بیزار ، دادار- دیدار اختلاف در حرف وسط )
- بدانگه که خیزد خروش خروس ( خروش و خروس اختلاف در حرف آخر )
موفق و پیروز باشید/قنبری
این مطالب برگ سبزی ،سبزی که تو میدانی ، برای همه ی فرزندان من . کاش بدانید که بهترین زمانم را فدایتان کردم تا سبز و پر ریشه گردید و آن زمانی که دیگر نیستم این جاودانگی را تکرار کنید در هر بهاری از زندگیتان تا نگویم هرگز :چه کسی باور کرد /جنگل جان مرا / آتش عشق شما پرپر کرد.