تقدیمی:
دوست دار همیشگی شما این حقیر .
گروه اسمی متمم
متمم چیست ؟
متمم یک گروه اسمی است با نقش نمای حروف اضافه . می توان ساختمان آن را چنین نشان داد :
متمم : حرف اضافه +گروه اسمی
کاربرد ها ی متمم: متمم دارای دو نوع کاربرد اساسی است :
1- برا ی افزودن توضیح بیشتری در جمله به کار می رودو حذف آن ،جمله را ناقص نمی کند این نوع متمم را متمم اختیاری ( متمم قیدی ) می نامند. مثال :
« حمید با دوستش به نمایشگاه کتاب رفت . »
2- گاهی برخی از واژه ها برای اتمام معنای خود به متمم نیازمند هستند و بدون متمم ، معنایشان ناقص است این گونه متمم را متمم اجباری می نامند که می توان آن ها را به سه نوع تقسیم کرد . « مادر م از سوسک ترسید . »
انواع متمم اجباری :
الف : متمم فعل : بعضی از فعل ها گذرا به متمم هستند و برای تمام کردنمعنای خود نا گذیر از داشتن متمم می باشند ـــ حتی اگر به قرینه حذف شده باشند ـــ این افعال معمولا دارای یک حرف اضافه ی اختصاصی می باشند . مثال :
افعالی چون : گریختن از ... ، چسبیدن به ...، بخشیدن به ... ، کاستن از ... ، رنجیدن از ... ، پی بردن به ... .
ب : متمم اسم : برخی از اسم ها نیز برای اتمام معنای خود به متمم نیازمند هستند . این گونه اسم ها نیز دارای حرف اضافه ی اختصاصی هستند . مثال : اسم هایی چون : مصاحبه با ... ، لذت از ... ، دشمنی با ... ، آشتی با ... ، نفرت از ... ، علاقه با ... ، مهارت در ... .
مصاحبه با دانشمندان ، دانش ما را افزایش می دهد . علاقه به نقاشی لذّتی وافر به انسان می بخشد . نماز دشمنی با نفس را در انسان تقویت می کند .
توجه : فعل های نیازمند به متمم نیز اگر به صورت مصدر (اسم ) بیایند از اسم ها ی نیازمند به متمم محسوب می شوند .مثال : گریختن از شیطان ، دستور انبیاست .
پ: متمم صفت : صفت ها ی تفضیلی ( صفت ساده + تر ) و برخی صفت ها ی بیانی نیز به متمم نیازمند هستند ؛ مثال : گروه ها ی اسمی : دشت پر از گله ، انسلن محتاج به کمک ، آغشته به بنزین ، اندیشه ی توأم با توهم دختر زیبا تر ازگل.
( توجه : چنانچه هر کدام از این صفت ها به عنوان هسته ی گروه اسمی به کار روند و جانشین اسم شوند ، اسم محسوب می شوند . )
متمم ها ی اسم و صفت هر چند اجباری هستند ، جزء جدا گانه ای را در جمله به خود اختصاص
نمی دهند بلکه تابع و همراه همان اسم یا صفت هستند .
« مثال : مصاحبه با دانشمندان دانش ما را افزایش می دهد . »
... من نیستم
قصه دنيا به سر مي آيد و من نيستم
يک نفر دلواپسم اين پا و آن پا مي کند
کاري از من بلکه بر مي آيد ومن نيستم
خواب و بيداري خدايا بازهم سر مي رسد
نامه هايم از سفر مي آيد و من نيستم
هرچه مي رفتم به نبش کوچه او ديگر نبود
روزي آخر يک نفر مي آيد و من نيستم
در خيابان در اتاقم روي کاغذ پشت ميز
شعر تازه آنقدر مي آيد و من نيستم
بعد ها اطراف جاي شب نشيني هاي من
بوي عشق تازه تر مي آيد ومن نيستم
بعد ها وقتي که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزي رهگذر مي آيد ومن نيستم
اول دفتر بنام ایزد دانا
|
اول دفتر به نام ایزد دانا |
|
صانع پروردگار حی توانا |
|
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم |
|
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا |
|
از در بخشندگی و بنده نوازی |
|
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا |
|
قسمت خود میخورند منعم و درویش |
|
روزی خود میبرند پشه و عنقا |
|
حاجت موری به علم غیب بداند |
|
در بن چاهی به زیر صخره صما |
|
جانور از نطفه میکند شکر از نی |
|
برگتر از چوب خشک و چشمه ز خارا |
|
شربت نوش آفرید از مگس نحل |
|
نخل تناور کند ز دانه خرما |
|
از همگان بینیاز و بر همه مشفق |
|
از همه عالم نهان و بر همه پیدا |
|
پرتو نور سرادقات جلالش |
|
از عظمت ماورای فکرت دانا |
|
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش |
|
حمد و ثنا میکند که موی بر اعضا |
|
هر که نداند سپاس نعمت امروز |
|
حیف خورد بر نصیب رحمت فردا |
|
بارخدایا مهیمنی و مدبر |
|
وز همه عیبی مقدسی و مبرا |
|
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن |
|
با همه کروبیان عالم بالا |
|
سعدی از آن جا که فهم اوست سخن گفت |
|
ور نه کمال تو وهم کی رسد آن جا |

این مطالب برگ سبزی ،سبزی که تو میدانی ، برای همه ی فرزندان من . کاش بدانید که بهترین زمانم را فدایتان کردم تا سبز و پر ریشه گردید و آن زمانی که دیگر نیستم این جاودانگی را تکرار کنید در هر بهاری از زندگیتان تا نگویم هرگز :چه کسی باور کرد /جنگل جان مرا / آتش عشق شما پرپر کرد.